پيغام مدير : سلامخوش آمدیدوبلاگ روانشناسی و مشاوره دارای بیش از 2000 مقاله در زمینه ی مسائل روان شناختی است.شما می توانید با استفاده از منوی "سرفصل مطالب" در سمت راست وبلاگ، به صورت بسیار مرتب شده به این مقالات دسترسی پیدا کنید.ضمنا اهل تبادل لینک هم هستیم.از حضور سبزتان در این وبلاگ متشکرم
Translate this page to other languages
ترجمه مطالب وبلاگ روانشناسي به ساير زبانها
جهت نمايش تازه ترين مطالب وبلاگ روانشناسي و مشاوره در سايت يا وبلاگ خودتان ، کد زير را در قسمت تنظيمات وبلاگ يا ويرايش قالب قرار دهيد
<!-- Start WebGozar.com Rss Reader code --> <style> .WFeedTitle{font-family:tahoma;font-size:8pt;color:#003399;text-decoration:none;font-weight:600}.WFeedTitle:hover{color:#ff4400;} .WFeed{font-family:tahoma;font-size:9pt;color:#003399;text-decoration:none;}.WFeed:hover{color:#ff4400;} </style> <script src=http://reader.webgozar.com/feedreader/reader.aspx?Feed=http://mohsenazizi.blogfa.com/rss.aspx&maxFeed=10 language=javascript></script> <!-- End WebGozar.com Rss Reader code -->
Journals of Psychology1
Journals of Psychology2
Journals of Psychology3
تبادل لينک
ارسال مقاله
عضويتلغو عضويت جهت دريافت تازه ترين مقالات روانشناسي وبلاگ در رايانامه(ايميل)تان عضو شويد
مشاوره اينترنتي رايگان
Islamic Psychology
Children & families
Women and Men
Schizophrenia
Intelligence
Depression
Alzheimer's
Stress
Sleep
PTSD
در كل اينترنت در وبلاگ روانشناسي
افزودن سايت يا وبلاگ به 150 موتور جستجو
تست هاي روانشناسي
لبیک یا خامنه ای
خريد پستي سي دي مقالات وبلاگ روانشناسي و مشاوره
دانستني هاي ازدواج(ويژه)
ازدواج، طلاق و مسائل زناشویی روانشناسی ورزش روانشناسی هنر تجاوز و سواستفاده جنسی روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی روابط دختر و پسر اصطلاح نامه یا دیکشنری روانشناسی روانشناسی تربیتی(پرورشی) روانشناسی شخصیت روانشناسی کودک سایت های مرتبط بحران خودکشی مشاوره و روان درمانی سوء مصرف مواد خانواده بهداشت روانی اختلالات روانی روانشناسی اسلامی و دینی مطالب خواندنی روانشناسی صنعتی و سازمانی جوانان و نوجوانان روانشناسی بالینی روانشناسی اجتماعی نظریات شخصیت روانشناسی فیزیولوژیک اعتیاد و ترک اعتیاد تاریخچه و مکاتب روانشناسی روانشناسی تفاوتهای فردی انگیزش و هیجان اعتماد به نفس، عزت نفس و مثبت اندیشی ارتباط با دیگران و کمرویی(مهارتهای ارتباطی) روان شناسی رشد دیگر مطالب روانشناسی و برخی نظریات زندگی نامه و نقل قولهایی از روانشناسان بزرگ گالری تصاویر(تصاویر خطای دید) آزمونهای روانشناسی روان شناسی عمومی هوش، حافظه، خلاقیت درباره محسن عزیزی استرس و روشهای مقابله اختلالات روانپزشکی مشکلات عاطفی و روانشناختی تمرکز و مهارتهای تحصیلی و مطالعه افسردگی مشاوره بعد از ازدواج مشاوره قبل از ازدواج صفحه ی مشاوره صفحه ی انگلیسی(English Page) آرشيو پيوندهاي روزانه
سی دی مجموعه مقالات و کتب روانشناسی، تصاویر خطای دید و برنامه های کاربردی آسیب شناسی و درمان دروغگویی در دوران نوجوانی اگر خيانت ديديد دست نگه داريد! بازی، پیشگوی آینده کودک شاد بودن معجزه نمی خواهد ديدن عکس هاي نامناسب درنوجواني فنون آتش بس ميان کودکان زن ، حیا و میل به خودنمایی تاثیر باور نکردنی بازی اشتباه بزرگ متاهلين به او فقط نگویید دوستت دارم! دوستداران تمرکز بخوانند پیامبر چه میگوید؟ علم عشق: هری هارلو و طبیعت عاطفه زنان، نظام آموزش عالي كشور و اشتغال بررسي تاثيرورزش بركاهش افسردگي سالمندان شهرستان اصفهان آرشيو همه پست هاي وبلاگ
آرشيو همه پست هاي وبلاگ
تبليغات (جهت مشاهده تعرفه و قيمت نمايش تبليغات در ابن وبلاگ، اينجا را کليک کنيد)
ترتيب تولد فرزند و شخصيت - بخش دوم
در بـنـگـاه های معاملات ملکی تنها سه فاکتور مهم وجود دارد کـه مشــاورين املاک و سرمـایـه گـذاران بـه آن تـوجـهخـاصـی مبذول میدارند: موقعیت مکانی، موقعیت مکانی،مـوقعیت مـکـانـی. سـرمـایـه گـذاران بـه خـوبی بـا ارزش واهـمـیـت " لـوکیـشن" یـا بــه عبارت دیگر همان جا و مکانآشـنــا هستند. خرید بدترین خانه با پایین ترین امکانات دربهـترین منطقه، خیلی بهتر از خرید یک ملک فوق العاده بامطلوبـترین امـکانات در یک محله نه چندان مناسب است.این مقوله در رشد و پرورش انسانـها نـیز از اهمیت ویژه ایبـرخــوردار است. علاقمندان به این رشته با مشاهده رفتارانــسانها به اهمیت ترتیب تولد در خانواده و تاثیر آن بر رویشـــخصیت، خصوصیات فردی و میزان کارایی و شایستگیافراد پی می برند. توجه به شباهت ها و تفاوت های فرزندان در یک خانواده با توجه به ترتیب تولد آنها نه تنها امر بسیار جالبی است، بلکه سرشار از مطالب ارزنده جدید نیز می باشد. اولین فرزند، سیر تکاملی نسبتاً آرامی را دنبال می کند؛ اما موقعیت او در خانواده برای پدر و مادر از اهمیت منحصر به فردی برخوردار است. فرزندان ارشد اغلب زیر بار مسولیت سنگینی می روند و والدین از آنها انتظار دارند تا به طور کامل تمام انتظاراتشان را برآورده سازند (به ویژه اگر پسر باشند). برای مدت زمانیکه فرزند دیگری به دنیا نیامده باشد، تمام توجه خانواده بر روی آنها معطوف می شود، چه پدر و مادر و چه پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها همه او را مرکز توجه خود قرار می دهند. تمام حرکات و برخوردهای کودکان نخست با نگاهی موشکافانه مورد بررسی قرار می گیرد. اگر به آلبوم عکس های خانوادگی افراد مختلف هم نگاهی بیندازید، می بینید که این قضیه کاملا مشهود است. عکس فرزندان اول، آن هم به ویژه در زمان کودکی و هنگامیکه تازه به راه افتاده اند، از سایرین بیشتر است. جایگاه اول تولد، معمولا بسیار پر اهمیت جلوه می کند و پدر و مادرها از هیچ تلاشی برای محافظت و به عرصه رساندن فرزندان ارشد خود مضایقه نمی کنند. به دلیل موقعیت ویژه ای که این نوع کودکان از آن برخوردار می شوند، معمولا تمایل پیدا میکنند تا همیشه در پی یاقتن مزایا و برتری های خود نسبت به دیگران باشند و اغلب از اظهار کردن خوبی های خود لذت می برند. کلیه این عادات و تمایلات را می توان در زمان تولد فرزند دوم به وضوح مشاهده کرد؛ به عنوان مثال: زمانی که کودک دوم شیطنت خود را آغاز می کند، فزرند اول با اشاره به مادر می گوید: "مامان نگاه کن، دوباره شیطنت هایش را شروع کرده." آنها قصد دارند تا به پدر و مادر خود ثابت کنند که تا چه اندازه نسبت به خواهر و برادرهای دیگراشان بهتر هستند و به آنها ارجعیت دارند. علاوه بر این فرزندان اول به عنوان الگویی برای دیگر خواهر و برادرهایشان هستند و انتظار دارند تا سایر فرزندان از آنها دنباله روی کنند. آنها دوست دارند تا همیشه هدایت و رهبری دیگران را به عهده گرفته و بقیه افراد دنباله رو آنها باشند. این اعتقاد نیز وجود دارد که والدین اغلب سختگیری بیشتری بر روی اولین فرزندان از خود نشان می دهند، و همواره با اضطراب و استرس بیشتری مراحل رشد آنها را پی گیری کرده و همیشه نگران آنها هستند. بزرگترین فرزند به ویژه زمانیکه 3 کودک دیگر (و یا بیشتر) در خانواده باشند، جایگاه مساعدی را به خود اختصاص می دهد و زیر نظر مستقیم پدر و مادر، هدایت بچه های دیگر را به عهده می گیرد. از آنجاییکه معمولا انتظارات بیشتری از فرزندان اول می رود، آنها به مقامات بالاتری نسبت به سایر خواهر و برادرهایشان دست پیدا می کنند و با توجه به اهمیت و ارزشی که والدین برای آنها قائل هستند می توانند به راحتی تمام اهداف خود را متحقق سازند. باید توجه داشت که فرزندان بعدی، نسبت به اولین فرزند، از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند و دیگر پدر و مادرها آن حساسیت های بی رویه اولیه را بر روی آنها اعمال نمی کنند. والدین مانند گذشته بر روی رشد و پرورش آنها حساسیت های بیجا از خود نشان نمی دهند و به آنها فرصت و فضای بیشتری می دهند تا به راهی که خودشان انتخاب می کنند، بروند. من به عنوان آخرین کودکی که در یک خانواده 4 فرزندی متولد شده بود، احساس میکنم که نسبت به سایر خواهرها و برادرهایم از آزادی عمل بیشتری برخوردار بودم. پدر و مادرها خودشان اعتراف می کنند که از کودکی سایر فرزاندانشان چیزهای بسیار زیادی گرفته اند و به درستی می دانند که باید چه مسائلی را جدی بگیرند، و نسبت به چه مسائلی از خود بی توجهی نشان دهند. اگر بخواهم با دید مثبت به قضیه نگاه کنم، باید بگویم که دوران خوبی را همراه با آنان در زندگی تجربه کردم. اخیرا یکی از بستگان، در مورد تربیت فرزندان آخر چنین می گفت: "زمانیکه شما آخرین فرزند باشید، بیش از اندازه به شما محبت می شود و به نوعی لوس و نازپروده بار می آیید. پدر و مادر هر چیزی را که بخواهید در اختیارتان قرار می دهند" و مجددا هم یاداوری می کرد که این مطلب فقط به کوچکترین فرزندان اختصاص پیدا می کند! البته آنطور که از شواهد امر پیداست، برخی از خانواده ها با مشکل می توانند از فرزند آخر خود دست بکشند و دوری او را تحمل کنند. آنها معمولا با اشتیاق کامل منتظر لحظه ای هستند که ببینند فرزندان ارشدشان با غرور و افتخار بر روی پاهای خودشان می ایستند و خودشان گلیمشان را از آب بیرون می کشند، اما عادت دارند که فرزندان به اصطلاح ته تقاری خود را همواره تحت پوشش خود قرار داده و اجازه ندهند بیش از اندازه از خودشان دور شوند. بسیاری از کودکان آخر معمولا اینطور شکایت می کنند که هر چند بزرگ شده اند و به رشد کامل عقلی رسیده اند، اما باز هم پدر و مادر به عنوان یک کودک به آنها نگاه می کنند و نمی خواهند که قبول کنند که بالاخره آنها هم بزرگ شده و به استقلال دست پیدا کرده اند. فرزندان دوم معمولا در یک فضای سرشار از رقابت به دنیا می آیند و دلیل آن هم فشاری است که از سوی فرزند ارشد بر روی آنها وارد می شود. فرزندان دوم معمولا خصوصیات و ویژگی هایی را در خود می پرورانند که دقیقا عکس فرزند بزرگتر است. به عنوا مثال اگر فرزند ارشد حس همکاری داشته باشد و انسان خوش مشربی به شمار آید، دومی یک درد سر ساز واقعی از آب در خواهد آمد. همه زمانیکه متوجه حضور او می شوند خودشان را جمع و جور کرده و حساب کار کاملا دستشان می آید! اگر اولی از نظر آکادمیک و در زمینه علمی پیشرفت کند، دومی معمولا یک رشته ورزشی یا هنری را دنبال خواهد کرد. فرزندان دوم معمولا ساز مخالف می زنند و بیشتر تمایل دارند تا چیزی برخلاف باور و اعتقادات عمومی خانواده شان را دنبال کنند. آنها همواره در تلاش هستند تا چیز جدیدی از خود ارائه دهند. تنها بچه ها هستند که زمان زیادی از زندگی خود را با بزرگتر ها صرف می کنند، بنابراین این موضوع چندان متعجب کننده نیست که خصوصیاتی را در خود ایجاد کنند که موجبات رضایت بزرگتر ها را فراهم آورد. گاهی رفتار انها کاملا به جاست و در برخی مواقع اندکی لوس و نازپروده بار می ایند، به هر حال تنها بچه ها هستند که می توانند ارتباط خود را با بزرگتر ها حفظ کنند و خودشان را مشغول نگه دارند. آنها همچنین می توانند سنگینی تمام انتظارات و خواست های والدینشان را به دوش بکشند؛ کاری که هیچ کس دیگر از عهده آن بر نمی آید. تاثیر وسیع ترتیب تولد فرزندان بر روی شخصیت و خصوصیات فردی آنها، امری است که معمولا نادیده گرفته می شود. شواهد قابل توجهی در اثبات تاثیر موقیعت خانوادگی بر روی انتخاب شغل و یا حتی انتخاب همسر وجود دارند؛ آمار حاکی از این مطلب است که تعداد افرادی که فرزند ارشد هستند در زمینه کسب مقام، قدرت، و مسئولیت چه در جامعه و چه در محیط کار بیشتر از فرزندان دوم یا غیره است. انتخاب همسر با توجه به ترتیب تولد در خانواده خیلی بیشتر می تواند راهنمای شما باشد تا از اینکه از روی طالع بینی بخواهید یک چنین کاری انجام دهید. من تصور میکنم که تعداد بسیار زیادی از فرزندان اول زن با تجربه وجود دارند که تجربه خود را در اختیار خواهر ها و برادرهای کوچکترشان قرار می دهند؛ این افراد ترجیح می دهند با کسانی ازدواج می کنند که کوچکترین فرد خانواده باشند تا بتوانند یک تیپ مادرانه از خود در مقابل آنها ارائه دهند. یک تحقیق کوچک از افرادی که در اطراف شما هستند اثبات خواهد کرد که چنین تفکراتی آنقدرها هم که دور از دسترس می نمایند، نیستند.
در بـنـگـاه های معاملات ملکی تنها سه فاکتور مهم وجود دارد کـه مشــاورين املاک و سرمـایـه گـذاران بـه آن تـوجـهخـاصـی مبذول میدارند: موقعیت مکانی، موقعیت مکانی،مـوقعیت مـکـانـی. سـرمـایـه گـذاران بـه خـوبی بـا ارزش واهـمـیـت " لـوکیـشن" یـا بــه عبارت دیگر همان جا و مکانآشـنــا هستند. خرید بدترین خانه با پایین ترین امکانات دربهـترین منطقه، خیلی بهتر از خرید یک ملک فوق العاده بامطلوبـترین امـکانات در یک محله نه چندان مناسب است.این مقوله در رشد و پرورش انسانـها نـیز از اهمیت ویژه ایبـرخــوردار است. علاقمندان به این رشته با مشاهده رفتارانــسانها به اهمیت ترتیب تولد در خانواده و تاثیر آن بر رویشـــخصیت، خصوصیات فردی و میزان کارایی و شایستگیافراد پی می برند.
توجه به شباهت ها و تفاوت های فرزندان در یک خانواده با توجه به ترتیب تولد آنها نه تنها امر بسیار جالبی است، بلکه سرشار از مطالب ارزنده جدید نیز می باشد.
اولین فرزند، سیر تکاملی نسبتاً آرامی را دنبال می کند؛ اما موقعیت او در خانواده برای پدر و مادر از اهمیت منحصر به فردی برخوردار است. فرزندان ارشد اغلب زیر بار مسولیت سنگینی می روند و والدین از آنها انتظار دارند تا به طور کامل تمام انتظاراتشان را برآورده سازند (به ویژه اگر پسر باشند). برای مدت زمانیکه فرزند دیگری به دنیا نیامده باشد، تمام توجه خانواده بر روی آنها معطوف می شود، چه پدر و مادر و چه پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها همه او را مرکز توجه خود قرار می دهند. تمام حرکات و برخوردهای کودکان نخست با نگاهی موشکافانه مورد بررسی قرار می گیرد. اگر به آلبوم عکس های خانوادگی افراد مختلف هم نگاهی بیندازید، می بینید که این قضیه کاملا مشهود است. عکس فرزندان اول، آن هم به ویژه در زمان کودکی و هنگامیکه تازه به راه افتاده اند، از سایرین بیشتر است.
جایگاه اول تولد، معمولا بسیار پر اهمیت جلوه می کند و پدر و مادرها از هیچ تلاشی برای محافظت و به عرصه رساندن فرزندان ارشد خود مضایقه نمی کنند. به دلیل موقعیت ویژه ای که این نوع کودکان از آن برخوردار می شوند، معمولا تمایل پیدا میکنند تا همیشه در پی یاقتن مزایا و برتری های خود نسبت به دیگران باشند و اغلب از اظهار کردن خوبی های خود لذت می برند. کلیه این عادات و تمایلات را می توان در زمان تولد فرزند دوم به وضوح مشاهده کرد؛ به عنوان مثال: زمانی که کودک دوم شیطنت خود را آغاز می کند، فزرند اول با اشاره به مادر می گوید: "مامان نگاه کن، دوباره شیطنت هایش را شروع کرده." آنها قصد دارند تا به پدر و مادر خود ثابت کنند که تا چه اندازه نسبت به خواهر و برادرهای دیگراشان بهتر هستند و به آنها ارجعیت دارند.
علاوه بر این فرزندان اول به عنوان الگویی برای دیگر خواهر و برادرهایشان هستند و انتظار دارند تا سایر فرزندان از آنها دنباله روی کنند. آنها دوست دارند تا همیشه هدایت و رهبری دیگران را به عهده گرفته و بقیه افراد دنباله رو آنها باشند. این اعتقاد نیز وجود دارد که والدین اغلب سختگیری بیشتری بر روی اولین فرزندان از خود نشان می دهند، و همواره با اضطراب و استرس بیشتری مراحل رشد آنها را پی گیری کرده و همیشه نگران آنها هستند.
بزرگترین فرزند به ویژه زمانیکه 3 کودک دیگر (و یا بیشتر) در خانواده باشند، جایگاه مساعدی را به خود اختصاص می دهد و زیر نظر مستقیم پدر و مادر، هدایت بچه های دیگر را به عهده می گیرد. از آنجاییکه معمولا انتظارات بیشتری از فرزندان اول می رود، آنها به مقامات بالاتری نسبت به سایر خواهر و برادرهایشان دست پیدا می کنند و با توجه به اهمیت و ارزشی که والدین برای آنها قائل هستند می توانند به راحتی تمام اهداف خود را متحقق سازند.
باید توجه داشت که فرزندان بعدی، نسبت به اولین فرزند، از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند و دیگر پدر و مادرها آن حساسیت های بی رویه اولیه را بر روی آنها اعمال نمی کنند. والدین مانند گذشته بر روی رشد و پرورش آنها حساسیت های بیجا از خود نشان نمی دهند و به آنها فرصت و فضای بیشتری می دهند تا به راهی که خودشان انتخاب می کنند، بروند.
من به عنوان آخرین کودکی که در یک خانواده 4 فرزندی متولد شده بود، احساس میکنم که نسبت به سایر خواهرها و برادرهایم از آزادی عمل بیشتری برخوردار بودم. پدر و مادرها خودشان اعتراف می کنند که از کودکی سایر فرزاندانشان چیزهای بسیار زیادی گرفته اند و به درستی می دانند که باید چه مسائلی را جدی بگیرند، و نسبت به چه مسائلی از خود بی توجهی نشان دهند. اگر بخواهم با دید مثبت به قضیه نگاه کنم، باید بگویم که دوران خوبی را همراه با آنان در زندگی تجربه کردم.
اخیرا یکی از بستگان، در مورد تربیت فرزندان آخر چنین می گفت: "زمانیکه شما آخرین فرزند باشید، بیش از اندازه به شما محبت می شود و به نوعی لوس و نازپروده بار می آیید. پدر و مادر هر چیزی را که بخواهید در اختیارتان قرار می دهند" و مجددا هم یاداوری می کرد که این مطلب فقط به کوچکترین فرزندان اختصاص پیدا می کند!
البته آنطور که از شواهد امر پیداست، برخی از خانواده ها با مشکل می توانند از فرزند آخر خود دست بکشند و دوری او را تحمل کنند. آنها معمولا با اشتیاق کامل منتظر لحظه ای هستند که ببینند فرزندان ارشدشان با غرور و افتخار بر روی پاهای خودشان می ایستند و خودشان گلیمشان را از آب بیرون می کشند، اما عادت دارند که فرزندان به اصطلاح ته تقاری خود را همواره تحت پوشش خود قرار داده و اجازه ندهند بیش از اندازه از خودشان دور شوند. بسیاری از کودکان آخر معمولا اینطور شکایت می کنند که هر چند بزرگ شده اند و به رشد کامل عقلی رسیده اند، اما باز هم پدر و مادر به عنوان یک کودک به آنها نگاه می کنند و نمی خواهند که قبول کنند که بالاخره آنها هم بزرگ شده و به استقلال دست پیدا کرده اند.
فرزندان دوم معمولا در یک فضای سرشار از رقابت به دنیا می آیند و دلیل آن هم فشاری است که از سوی فرزند ارشد بر روی آنها وارد می شود. فرزندان دوم معمولا خصوصیات و ویژگی هایی را در خود می پرورانند که دقیقا عکس فرزند بزرگتر است. به عنوا مثال اگر فرزند ارشد حس همکاری داشته باشد و انسان خوش مشربی به شمار آید، دومی یک درد سر ساز واقعی از آب در خواهد آمد. همه زمانیکه متوجه حضور او می شوند خودشان را جمع و جور کرده و حساب کار کاملا دستشان می آید! اگر اولی از نظر آکادمیک و در زمینه علمی پیشرفت کند، دومی معمولا یک رشته ورزشی یا هنری را دنبال خواهد کرد. فرزندان دوم معمولا ساز مخالف می زنند و بیشتر تمایل دارند تا چیزی برخلاف باور و اعتقادات عمومی خانواده شان را دنبال کنند. آنها همواره در تلاش هستند تا چیز جدیدی از خود ارائه دهند.
تنها بچه ها هستند که زمان زیادی از زندگی خود را با بزرگتر ها صرف می کنند، بنابراین این موضوع چندان متعجب کننده نیست که خصوصیاتی را در خود ایجاد کنند که موجبات رضایت بزرگتر ها را فراهم آورد. گاهی رفتار انها کاملا به جاست و در برخی مواقع اندکی لوس و نازپروده بار می ایند، به هر حال تنها بچه ها هستند که می توانند ارتباط خود را با بزرگتر ها حفظ کنند و خودشان را مشغول نگه دارند. آنها همچنین می توانند سنگینی تمام انتظارات و خواست های والدینشان را به دوش بکشند؛ کاری که هیچ کس دیگر از عهده آن بر نمی آید.
تاثیر وسیع ترتیب تولد فرزندان بر روی شخصیت و خصوصیات فردی آنها، امری است که معمولا نادیده گرفته می شود. شواهد قابل توجهی در اثبات تاثیر موقیعت خانوادگی بر روی انتخاب شغل و یا حتی انتخاب همسر وجود دارند؛ آمار حاکی از این مطلب است که تعداد افرادی که فرزند ارشد هستند در زمینه کسب مقام، قدرت، و مسئولیت چه در جامعه و چه در محیط کار بیشتر از فرزندان دوم یا غیره است.
انتخاب همسر با توجه به ترتیب تولد در خانواده خیلی بیشتر می تواند راهنمای شما باشد تا از اینکه از روی طالع بینی بخواهید یک چنین کاری انجام دهید. من تصور میکنم که تعداد بسیار زیادی از فرزندان اول زن با تجربه وجود دارند که تجربه خود را در اختیار خواهر ها و برادرهای کوچکترشان قرار می دهند؛ این افراد ترجیح می دهند با کسانی ازدواج می کنند که کوچکترین فرد خانواده باشند تا بتوانند یک تیپ مادرانه از خود در مقابل آنها ارائه دهند. یک تحقیق کوچک از افرادی که در اطراف شما هستند اثبات خواهد کرد که چنین تفکراتی آنقدرها هم که دور از دسترس می نمایند، نیستند.
منبع:http://www.mardoman.com/family/kidsorder.aspx
لينك ثابت
کپي برداري از مطالب وبلاگ، فقط با ذکر منبع و دادن لينک، مجاز ميباشد . All Rights Reserved 2009-2010 © by mohsenazizi.Blogfa.com